كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

622

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

بيت ز جرجان روان گشت تا شهر طوس * به مشهد شد و داد آن روضه بوس و جمعى به رسم قراولى پيش فرستاد و ميرزا علاء الدوله نيز گروهى انبوه در ولايت جام بازداشته قراولان طرفين در نواحى جام به هم رسيدند . دليران آن دو سپاه بر باد پايان آتش سير رزمخواه آمده خاك را از آب چشمهء تيغ سيراب گردانيدند و شرار كارزار به ذروهء فلك اثير رسانيدند . تيغ با گردنان زبان سرزنش دراز كرده سپر سخت‌رويى آغاز نهاد و ابروى كمان از هر گوشه چون چشم يار ناوك خونريز مىگشاد . عاقبت محمد پيرزاد كه از طرف علاء الدوله بود گرفتار شد و لشكر ميرزا ابو القاسم بابر تا نواحى دار السلطنهء هرات تاختند و آثار تسلط و اقتدار آشكار ساختند و چون شرح واقعه ميرزا علاء الدوله شنيد به غايت متحير گرديد . چه از پيش دشمنى چنان قوى نشسته و از قفا غارت و تاراج . ميرزا علاء الدوله به هرنوع كه بود با ميرزا الغ بيك صلح نمود . قرار بر آن‌كه فاصلهء ميان طرفين ناحيت جيجكتو « 22 » باشد . ميرزا علاء الدوله به هرات معاودت فرمود و ميرزا عبد اللطيف را از حبس بيرون آورده دلجويى نمود و هر دو شاهزاده در مجلس خاصى نشستند و با يكديگر عهد و پيمان بستند كه با هم خلاف نكنند . مقرر آن‌كه نوكران ميرزا عبد اللطيف كه در واقعهء نشابور گرفتار شده در بند دارند گذارند و از خزانه تحف و هدايا كه لايق دانند به ماوراء النهر روان گردانند و مولانا جلال الدين صدر را ملازم ميرزا عبد اللطيف روان ساختند و ميرزا الغ بيك را از آمدن فرزند فرح و نشاط روى داد و او را در آغوش مهربانى گرفته از احوال بند و زندان پرسش نمود و خاطر حزين او را به انواع تسلى و تسكين داده فرمود كه بند بر مشك نه از خوارى نهند و قيد بر زر نه از كم عيارى .

--> ( 22 ) . براى چاچكتو يعنى طالقان ر ك به ليسترينج ص 424 . خرابهء چاچكتو از بالا مرغاب ( مرو الرود ) 45 ميل است به خط مستقيم . ر ك به بيت Yate ص 130 و 157 .